ابن النديم البغدادي ( مترجم : م . رضا تجدد )
122
الفهرست ( فارسى )
داناتر از پدرم هستم و پدرم در شعر و لغت از من داناتر بود . يعقوب ، كنيهاش ابو يوسف ، و از علماء بغداد است كه از كوفيان آموخته و ادبآموز فرزندان متوكل بود . و با متوكل سرگذشتهائى دارد . و نحو كوفيان و علم قرآن و شعر را خوب مىدانست و فصحاء اعراب را ديده و از آنان آموخته و هرچه را كه از آنها شنيده داشت در كتابهاى خود آورده و مردى پردهپوش و متدين بود ، گويند تا سال دويست و چهل و شش كه وفات يافت متوكل به او چيزهائى مىرسانيد . يعقوب فرزندى بنام يوسف داشت كه نديم معتضد و از خاصان او گرديد . و اين كتابها را تأليف كرد : كتاب اصلاح المنطق . كتاب الامثال . كتاب القلب و الابدال . كتاب الزبرج . كتاب البحث . كتاب المقصور و الممدود . كتاب المذكور و المؤنث . كتاب الاجناس - بزرگ است . كتاب الفرق . كتاب السرج و اللجام . كتاب فعل و افعل . كتاب الحشرات ( كتاب الاصوات ) . كتاب الاضداد . كتاب الشجر و النبات . كتاب الوحوش . كتاب الابل . كتاب النوادر . كتاب معانى الشعر الكبير . كتاب معانى الشعر الصغير . كتاب المثنى و المبنى و المكنى . كتاب سرقاة الشعر و ما اتفقوا فيه « 1 » كتاب الايام و الليالى . ( كتاب ما جاء فى الشعر و ما حرف عن جهته ) . حزنبل ابو عبد اللّه محمد بن عبد اللّه بن عاصم تميمى ، راويهء با علم بود و كتاب السرقات ابن سكيت را روايت كرده است . اخبار ابو عصيده احمد بن عبيد ( اللّه ) بن ناصح ، از علماء كوفيان و قاسم انبارى از وى روايت كرده و هنگامى كه متوكل خواست براى فرزندانش منتصر و معتز ادبآموزى برگزيند ، كاتب خود ايتاخ را مأمور اين كار نمود . او بدنبال طوال ، و احمر ، و ابن قادم ، و احمد بن عبيد ، و چند نفر از ادباء فرستاد كه نزد او حاضر شوند . احمد بن عبيد كه آمد در پائين مجلس نشست ، كسى كه در كنارش نشسته بود بوى گفت : بالاتر برويد . در جوابش گفت همين پائين مجلس خوبست . و همينكه همه حضور يافتند ، كاتب رو به آنها كرد ، و گفت ، اگر با هم مذاكراتى
--> ( 1 ) ف ( عليه ) .